Archive for: اکتبر 3rd, 2017

اپل منبع کرنل iOS و macOS را برای پردازنده‌های مبتنی بر معماری آرم منتشر کرد

اپل همواره بعد از هر به‌روزرسانی بزرگ macOS، منبع کرنل آن را نیز به اشتراک گذاشته است. این کرنل روی دستگاه‌های مبتنی بر iOS‌ نیز اجرا می‌شود؛ چرا که هر دو سیستم‌عامل iOS و macOS روی یک بنیان مشترک توسعه داده شده‌اند. اپل در سال جاری نیز جدید‌ترین نسخه از کرنل یادشده را در وب‌سایت گیت‌‌هاب به اشتراک گذاشته است؛ با این تفاوت که امسال برای نخستین‌ بار نسخه‌‌ی ARM آن نیز به چشم می‌خورد.پیش از آنکه به تحلیل این اتفاق بپردازیم، کمی به گذشته بازمی‌گردیم. نخستین نسخه از سیستم‌عامل macOS در ابتدا در سال ۲۰۰۱ و با نام Mac OS X منتشر شد. Mac OS X بر اساس NeXTSTEP، سیستم‌عامل شرکت NeXT توسعه داده شده بود. استیو جابز شرکت NeXT را در سال ۱۹۸۵ تأسیس و در سال ۱۹۹۷ آن را به اپل واگذار کرد؛ بدین ترتیب کوپرتینونشین‌ها تصمیم‌ گرفتند از سیستم‌عامل NeXTSTEP به‌عنوان پایه‌ای برای توسعه‌ی Mac OS X استفاده کنند.باید خاطرنشان کنیم که خود سیستم‌عامل NeXTSTEP‌ نیز برگرفته از پروژه‌‌ی متن باز BSD بود؛ بنابراین مک‌هایی که اکنون استفاده می‌کنیم، وابستگی شدیدی به فناوری‌های متن باز دارند و از این جهت است که اپل همه‌ساله بخش کوچکی از macOS را منتشر می‌کند؛ البته شما نمی‌توانید آن را کامپایل یا نسخه‌ی اختصاصی خود از macOS را اجرا کنید؛ اما احتمالا کد منبع این کرنل برای توسعه‌دهندگان کرنل دیگر حائز اهمیت است.شرایط برای iOS به چه شکل است؟ هنگامی که استیو جابز برای نخستین‌ بار آیفون را در سال ۲۰۰۷ معرفی کرد، مدعی شد که سیستم‌عامل iOS در حقیقت یک نسخه‌ی سفارشی‌شده از macOS محسوب می‌شود. وی گفت:

امروز یک دستاورد نرم‌افزاری برای شما به نمایش خواهیم گذاشت. نرم‌افزاری که حداقل پنج سال جلوتر از نمونه‌‌هایی است که اکنون روی گوشی‌های دیگر اجرا می‌شوند. اما چگونه بدان دست یافتیم؟ ما از بنیان استوار شروع کردیم – آیفون OS X را اجرا می‌کند. چرا چنین سیستم‌عامل پیشرفته‌ای روی یک دستگاه موبایل می‌خواهیم؟ بدین دلیل که هر‌آنچه بدان نیاز داریم، در بطن خود دارد.

اپل بعد‌ها سیستم‌عامل یادشده را iPhone OS و سپس iOS نامید. این سیستم‌عامل یک کپی دقیق از macOS محسوب نمی‌شود؛ چرا که در iOS خبری از پنجره‌های شناور نیست؛ اما iOS و macOS هر دو از هسته‌ی مبتنی بر یونیکس با نام داروین استفاده می‌کنند و بسیاری از فریم‌ورک‌ها روی این دو سیستم‌عامل مشترک است. اپل واچ و اپل تی‌وی نیز نسخه‌هایی از iOS را اجرا می‌کنند و این نسخه‌ها هم مبتنی بر داروین هستند.بنابراین، این حقیقت که شما اکنون می‌توانید کد منبع کرنل اپل را دانلود کنید که برای پردازنده‌های مبتنی بر معماری آرم بهینه‌شده است، خبر شگفت‌انگیزی محسوب نمی‌شود. شاید اپل با اشتراک‌گذاری کرنل آیفون، قصد دارد بازخورد جامعه‌ی متن باز را بسنجد. شاید اپل در حال کار روی نسخه‌ای macOS‌ است که روی تراشه‌های مبتنی بر معماری آرم اجرا می‌شود. شاید این کرنل به‌صورت اتفاقی به اشتراک گذاشته شده یا اپل صرفا قصد دیدن واکنش‌ها در توییتر را داشته است.

فناوری کنونی، مسیرهای بالقوه‌ی زیادی برای جاودانگی انسان فراهم می‌کند

برنامه‌ی کورزویل و ۲۰۴۵ هر دو پیش‌بینی کرده‌اند که وضعیت تکینگی یا سینگولاریتی ماشین و انسان تا سال ۲۰۴۵ حاصل می‌شود، اما روش‌های دستیابی به چنین هدفی و پیامدهای اجرای آن چه هستند؟
انتقال ۲۰۴۵ و چهار مسیر به سمت جاودانگی

چشمه‌ی آب حیات هرودوت، سنگ فلاسفه‌ی رولینگ، سرزمین ناکجای بری و سیبل کومایی اثر وید. در ابتدا ایده‌ی جاودانگی ریشه در خودآگاهی خلاق بشر داشت و حال جوانی ابدی به لطف پیشرفت فناوری، در حال خارج شدن از حوزه‌ی اسطوره و وارد شدن به واقعیت است.هدف «انتقال ۲۰۴۵» که توسط میلیاردر روسی دیمیتری ایتسکف در ۲۰۱۱ پایه‌ریزی شد، جاودانه ساختن انسان‌ها از طریق انتقال شخصیت‌ها به یک حامل مافوق بدن انسان است. ایدئولوژی انتقال، «ساختن فناوری‌هایی است که انتقال شخصیت فرد به یک حامل غیر بیولوژیکی پیشرفته‌تر را امکان‌پذیر می‌کنند و زندگی را به نقطه‌ی جاودانگی نزدیک‌تر می‌سازند.»چهار شاخصه‌ی اصلی برای جاودانگی انسان وجود دارد که همکاری‌های مختلفی برای آن صورت گرفته است. هر مرحله بازتابی از یک مرحله‌ی زمانی در پروژه است؛ به‌طوری که هر مرحله یک درجه‌ی بالاتر از جداشدگی از جسم را ارائه می‌کند.

هدف آواتار A ارائه‌ی یک ربات انسانی ریموت برای کنترل مغز انسان با استفاده از یک واسطه‌ی کامپیوتری مغز (BCI) است. با این‌که این مسئله به نظر عجیب می‌رسد، باید به خاطر داشته باشیم که کنترل ربات‌ها با استفاده از مغز (یکی از ابعاد اولیه‌ی پروژه) تقریبا یک دهه پیش امکان‌پذیر شد. این فناوری با پیشرفت‌های اخیر در حوزه‌ی اندام‌های مصنوعی تسریع شد و نشان می‌دهد که سیستم عصبی انسان می‌تواند با پیشرفت‌های اعضای بدن انسان ارتباط برقرار کند.آواتار B، به‌جای کنترل از راه دور بدن انسان، به دنبال کاشت مغز در خود بدن است. فرآیند مورد نظر «خاموش کردن» مغز، جابه‌جایی (تناسخ) و سپس پیوند آن است. از آنجا که مغز از نظر تئوری در یک بدن ربات یک قرار گرفته است، این مرحله باعث ایجاد هشیاری در بدن انسان می‌شود که قابل تغییر، قابل الحاق و قابل به‌روزرسانی است.آواتار C، مرحله‌ی بعدی تجسم، یک بدن رباتیک کاملا فرضی را در نظر می‌گیرد که مغز می‌تواند در آن بارگذاری شود. این مرحله نیازمند راه‌حل‌های سخت‌افزار و نرم‌افزاری است که امکان بارگذاری هشیاری و وارد کردن آن در یک بدنه‌ی کاملا رباتیک، یا تعداد زیادی از بدن‌ها را فراهم کند. از آنجا که مغز کامپیوتری می‌شود (به‌جای این‌که به‌عنوان یک ماده‌ی گوشتی به کنترل یک ماشین بپردازد)، به مغز امکان سفارشی‌سازی می‌دهد و ربات باادراک به‌عنوان یک کل می‌تواند از شرایطی که بدن قادر به بقا در آن نیست، نجات پیدا کند.پروژه‌ی ۲۰۴۵ اطلاعات کمی در رابطه با آواتار D می‌دهد؛ اما بدنه‌ی ایده‌ی ساخت یک «هولوگرام آواتار مانند» یا یک «ذهن مستقل از ماده» است.
مزایا و معایب جوانی ابدی

تبدیل شدن این فناوری به واقعیت خود یک سؤال قابل بحث است: در نهایت همه چیز شاید تا سال ۲۰۴۵ طبق پیش‌بینی کورزویل پیش برود. سؤال مهم‌تر اینجا مطرح می‌شود: باید یا نباید؟ احتمال جاودانگی آثار عمیقی بر فرد و همین‌طور جامعه خواهد داشت.دو جنبه‌ی مثبت و منفی در رابطه با ایده‌ی جوانی ابدی وجود دارد. جاودانگی می‌تواند به این معنی باشد که دیگر ترسی از مرگ نخواهیم داشت. می‌توانیم کارهای بیشتری در طول عمر خود انجام دهیم و نوابغ جهان می‌توانند تا مدت‌های طولانی به توسعه‌ی افکار خود بپردازند. بااین‌حال، احتمال سوءاستفاده از منابع، مشکلات روان‌شناختی جدی مرتبط با سن زیاد و استرس مربوط به ساختارهای اجتماعی از جمله ازدواج و سرپرستی خانواده وجود خواهد داشت.این مشکل داستان سیبل کومایی از وید را به خاطر می‌آورد: او به‌جای جوانی ابدی خواستار زندگی ابدی شد. بنابراین آپولون اجازه داد سیبل زنده بماند؛ ولی روند تحلیل جسم او ادامه پیدا کرد تا در نهایت به یک صدای داخل شیشه تبدیل شد. بر اساس پیام این داستان، باید مرتب به این نکته توجه کنیم که هدف ما از دستیابی به زندگی ابدی چیست: آیا این سفر به سمت یک دستاورد مثبت و ملموس است یا فقط به خاطر ترس از مرگ آن را آرزو می‌کنیم. حتی اگر هدفمان مورد دوم باشد، ممکن است با خطر تبدیل شدن به یک صدای درون شیشه یا صرفا بدلی از زندگی روبه‌رو شویم.